معرفی وبلاگ های
:
۱ - كاربراي چتفور (چت براي ايران)
۲ - بانوان چتفور
۴- بيوگرافي
مجري : با صحنه شوت شدن آقاي صورتي به اين فكر افتادم كه شايد توطئه اي در كار باشد ، براي همين چشمان تيزبينم و سوهان كشيدم
و خوب نگاه كردم! ديدم اقاي چمني
قصد داره از فرصت پيش اومده استفاده كنه و با امار غلط اقاي صورتي
و زير سوال ببره... 
از انجايي كه من دهان قرصي دارم
با بازگشت اقاي صورتي سريعا خبرگزاري كردم(جون شما فوضولي نبودا خواستم بي طرفانه عمل كنم وگرنه ميدونيد كه من از مخالفان اقاي صورتي (خان والا
) هستم ) و بدين صورت مناظره اغاز شد:
متن مناظره بین آقای صورتی و چمنی
با توجه به تب انتخاباتي داغ و سوزان (د جيزه بچه دست نزن!) بر آن شديم مناظره اي سالم
بينه كانديداهاي (الكي
) برگزار كنيم...
و مثله هميشه ادمين محترم
(حقوق مارو بدن بيشترم تعريف ميكنيم
) كه براي هر تكون خوردنمون در چتفور(آي) يك قانوني وضع كرده اند، براي مناظرات (معادل فارسي: گيس كشي) هم قوانيني وضع
و در اختيار بنده قرار دادن(دروغ كه حناق نيست ) كه به عنوان مجري طبق همان قوانين مناظرات رو كنترل و نظارت خواهم كرد(به من راي دهيد !
)
قوانين
( حركت از پائين به سمته بالا و يك صداي خشن كه بر روي تصوير ميخونه):
1-براساس برنامهریزیهای انجام شده، مجری مناظره در صندلی وسط
و بین دو نامزد ریاست جمهوری قرار میگیرد(منو ميگه ها
!) و بیرون صحنه نیز اعضای كمیسیون ستاد انتخابات چتفورآي، متشكل از نمایندهای از چتفورآي(خودم و همكارم! جون شما پارتي بازي نيستا
)، ادمين محترم و مهربان!
(پ .خ: باقلوا) در كنار همراهان نامزدها
حضور خواهند داشت.
2- در مناظرهی زنده چتي هر كدام از كانديداها 10 دقیقه اول اجازه دارند نظرات خود را بیان كنند. وهر كدام از طرفين 30 دقيقه مهلت اظهار نظر و پرسش دارند!
3- همزمان با انجام مناظره زنده، همراهان
نامزدهای ریاستجمهوری مجاز هستند دو بار به شكل كتبی اطلاعاتی را در اختیار كاندیدای انتخاباتی قرار دهند (وسط حرف بپريد زدم پاي چشتون
) و مجری نیز از طریق ياهو مسنجر
با اعضای كمیسیون ستاد انتخابات چتفورآي در ارتباط است.
4- مجری 10 دقیقه وقت دارد كه در طول مناظره صحبت كند.(امكان نداره !چه قوانيني ايش
)
عواقب هرگونه عدم رعایت قوانین از پیش تعیین شده، بر عهده خود نامزدهای ریاست جمهوری خواهد بود.

نامزدهای دهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری موظف شدهاند كه در طول مناظرههای چتي بر اصول كلی توافقنامه چتفورآي مانده و در گفتار خود مصالح نظام، عدالت و انصاف را رعایت كنند( در صورت عدم رعايت موارد فوق ميكنيمشون تو قوطي!
)
پ.ن 1 : (پ.خ): پاچه خواري
![]() | ||
بررسی مسنجر ایرانی Chat4i توسط ماهنامه دانش و کامپیوتر:
http://www.magiran.com/magtoc.asp?mgID=2318&Number=78&Appendix=0

امروز پائيز است؟
برگ مي ريزد؟
آسمان ابريست؟
ابر آبستن مي بارد؟
نفس باد هنوز پر تپش است؟
شاخه ها در خم كوچه سبك تر شده اند؟برگها افتادن؟
رنگ غم ، رنگ خزان ٬ زرد و بي تاب و نهان ٬در پس نارنجي برگ درخت ...امروز پائيز است؟
راستي پائيزبا اين همه غم اين همه حزن و فغان چه رنگي دارد؟ فصل عشق فصل خزان
امروز پائيز است؟
پنجره بسته و من پشت به آن...
آخ گوش كنيد اين صدا ناله ي پائيز است...
فصل عشق ...
زير پا، اي واي عابران..خش خش برگ خزان!
به ! گوش كنيد اين صدا نعره ي پائيز است...
شر شر آب روان... پاكي و عشق ، نواي باران!
چه دير آمده اي! چتر ها پوسيده ن٬
آدما...
چتر ها را جمع كنيد خورشيد پرستان زمان!
فصل عشق است و خزان ٬فصل بي تابي اب ٬فصل بي خوابي باد ٬ فصل دلدادگي و ساز و خيال!


از شب قدر به عنوان محكمترین دلیل بر وجود حجت خدا بعد از حجت دیگر
و استمرار امامت تا روز قیامت یاد شده است،
از این رو، امامان(ع)، شیعیان را به احتجاج و استدلال به آن در برابر اهل سنت راهنمایی كردهاند؛
چنان چه از حضرت امام باقر(ع) روایت شده است که:
آن شب قدر است كه در آن گروههای به حج رونده، طاعات یا معاصی،
با زندگانی یا ممات نوشته میشود و خداوند در آن شب و روز، آنچه را میخواهد واقع میكند،
سپس آنان را به صاحب زمین القا مینماید. ابن حارث به آن حضرت(ع) عرض كرد: صاحب زمین كیست؟
ای شیعیان، به وسیلة سوره «إنا انزلناه» احتجاج كنید تا پیروز شوید.
به خدا سوگند، كه آن (سوره) حجّت خدا بر آفریدگان، بعد از رسول خدا(ص) بوده،
مهتر و سرور دینتان، و غایت علم ماست.
ای جماعت شیعیان، به وسیله
" حم و الكتاب المبین إنّا أنزلناه فی لیلة مباركة إنّا كنّا منذرین "
احتجاج كنید كه مقصود از آن، به ویژه صاحبان امر ـ ائمه(ع) ـ بعد از رسول خدایند.(1)
امام صادق(ع) نیز در روایتی بلند از رسول خدا(ص)، به نقل از خداوند تبارك و تعالی میفرمایند:
" انا انزلناه " را بخوان، در حقیقت آن نسبت تو و نسبت اهل بیتت تا روز قیامت است.(2)
استدلال به شب قدر، منوط به اثبات دو امر است:
اولاً، این كه شب قدر بعد از وفات رسول خدا(ص) تا روز قیامت باقی است
و این مطلب مورد اجماع فریقین ـ شیعه و سنی ـ است
و از همین رو میبینیم كه بندگان خدا برای درك آن شب در هرسال میكوشند....

زودتر نوشتم و از دوستانی که میان التماس دعا دارم.
اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم
چند وقت است که هر شب به تو مي انديشم
به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور
به همان سبز صميمي ، به همين باغ بلور
به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري
که سراغش ز غزل هاي خودم مي گيري
به همان زل زدن از فاصله دور به هم
يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم
به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو
به خموشي ، به تماشا ، به شکيبايي تو
به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت
به سخن هاي تو با لهجه شيرين سکوت
شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
در من انگار کسی در پی انکار من است
يک نفر مثل خودم ، عاشق ديدار من است
يک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش
می شود يک شبه پی برد به دلدادگی اش
آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده
بر سر روح من افتاده و آوار شده
در من انگار کسی در پی انکار من است
يک نفر مثل خودم ، تشنه ديدار من است
يک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزيش
می توان پل زد از احساس خدا تا دل خويش
رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
آی بی رنگ تر از آينه يک لحظه بايست
راستی اين شبح هر شبه تصوير تو نيست؟
اگر اين حادثه هر شبه تصوير تو نيست
پس چرا رنگ تو و آينه اينقدر يکيست؟
حتم دارم که تويی آن شبح آينه پوش
عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش
آری آن سايه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود
اينک از پشت دل آينه پيدا شده است
و تماشاگه اين خيل تماشا شده است
آن الفبای دبستانی دلخواه تويی
عشق من آن شبح شاد شبانگاه تويی
شعر از : دكتر ياسمي
امروز، امروز است.
امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی ستاره ها در آسمان نمی تابند ، ناراحت نشو،حتما دارند با تو قایم باشک بازی می کنند، پس با آنها بازی کن.
اگر قبل از خواب آرزو کردی فردا باران ببارد، ولی نبارید،مطمئن باش الهه باران می خواهد تو شکوه باران را باور کنی،پس باورش کن.
امروز امروز است.
امروز هر چه قدر بخندی و هر چه قدر عاشق باشی ، به ذخایر نفتی جهان آسیبی نمی رسد،پس بخندو عاشق باش.
امروز هرچه قدر دلها را شاد کنی ، به قیمت بلیط اتوبوس اضافه نمی شود،پس شادی بخش باش.
امروز هر چه قدر نفس بکشی ، جهان با مشکل کمبود اکسیژن روبه رو نمی شود ، پس از اعماق وجودت نفس بکش.
امروز امروز است.
امروز هر چه قدر آرزو کنی ، چشمه آرزوهایت خشک نمی شود، پس آرزو کن.
امروز هر چه قدر خدا را صدا کنی ، خسته نمی شوی ، پس صدایش کن.
او منتظر توست.
او منتظر آرزوهایت ، خنده هایت ، گریه هایت ، آفرین گفتن هایت ، دل شاد کردن هایت، نفس کشیدن هایت ، ستاره شمردن هایت، عاشق بودن هایت است.
امروز امروز است، امروز جاودانه است و امروز زیباترین روز دنیاست.

تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش
من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در پندارم
که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت...
ملاصدرا می گوید:
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان
اما به قدر فهم تو کوچک می شود
و به قدر نیاز تو فرود می آید
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
یتیمان را پدر می شود و مادر
محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود
نا امیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
...خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس نا روا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
وزبان هایتان را از هر گفتارناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
...و بپرهیزید از نا جوانمردی ها،ناراستی ها،نا مردمی ها
چنین کنید تا ببینید چگونه
بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند
مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟؟
من كه ميدانم چرا هر روز خلوت ميكني
با من و افكار من احساس غربت ميكني
ميگذاري من بخوابم بعد بي دلواپسي
بيحيا تا بوق سگ با اين و آن چت ميكني
شاعر:مجتبی نادری طاهری
با تو قهرم...
بعد از چند روز انتظار و دعا
بعد از چند روز خشک شدن از گرما
حالا وقت آمدن است؟!
برو...
من با تو قهرم
بیخود به پنجره نزن!
امروز هم نمی آمدی، باران...

طاووس زیباست و مغرور اما لال!!
کلاغ را میگویند نازیباست! من ولی به سیاهی یکدست پرهایش احساس خوبی دارم! دل پری دارد فریاد میزند حرف زدن را...فریاد را میداند!!کلاغ بیقرار است!
قناری خواندن را میداند در بند باشد یا آزاد میخواند...قناری فقط خواندن را میداند!
اسب را میگویند سمبل نجابت است !! و سگ سمبل وفا!
هر زنده ای ! صفتی دارد و خصلتی...
.
.
.
اما آدمی خواه ساکت خواه طوفان! ...زیبا و نازیبا...مغرور و افتاده...نجیب و بی حیا...وفادار و خائن...چه و چه و چه .........اگر بخواهد میتواند از تنها برتریش نسبت به موجودات زنده که همانا تفکر است استفاده کند...
اگر بخواهد!!
پروردگارا تو زندگی را برای من خواستی...
حال تنهایم،با تمام وجود فریاد میزنم مرا در این تنهایی رها مکن!
یاریم کن تا چشمهای همیشه بارانیم را به شبنم روی گلها ببخشم.
تا در طلوع صبحی که می آید با رقص پروانه ها و عطر افشانیه گلها با عشق سخن بگویم...
و در زیر گیسوان پریشان بید مجنون باغ بگویم:
عشق زیباترین بهانه برای زندگی ست.
و شب را با چشمک ستاره های عشق پیوند زنم تا در طلوعی دیگر تنها نباشم.






